تبليغاتX
دل من

دل من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
ز ميان اشک ها خنديده مي آيد کسي
خواب بيداري ما را ديده مي آيد کسي

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوي بيشه خشکيده مي آيد کسي

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پيچيده مي آيد کسي

کهکشاني از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچيده مي آيد کسي

خواب ديدم , خواب ديده در خيالي ديده اند
از شب ما روز را پرسيده مي آيد کسي

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:8 ] [ ]

يكي از نعمت ها و موهبت هاي عظيم خداوند متعال كه به چشمه هاي عميق و جوشان فيض و رحمت خاص او متصل است و همواره جاري در نهرهاي زندگي انسان و برطرف كننده همه آلودگي ها و منزه كننده لحظات حيات او مي باشد « توبه و استغفار » است .

حضرت پروردگار به دليل رحمت خاص و اوج شفقت و مهرباني و رافت خويش نسبت به بندگانش توبه و استغفار را فرصتي بسيار مغتنم و حياتي براي جبران معاصي و گناهان و ترك فساد و تباهي و خروج از بيراهه هاي ظلماني و وحشت زاي فسق و فجور و ورود در راه روشن و نوراني هدايت و رستگاري قرار داده است .

خطا كاران و معصيت پيشگان به وسيله توبه و استغفار از گذشته تباه خويش نادم مي شوند و در اوج پشيماني و با احساس شرمساري از عملكردهاي تباهشان به درگاه حضرت احديت باز مي گردند و زبان به اعتراف مي گشايند و طلب مغفرت مي نمايند و به اين وسيله فرصت هاي تازه و زمينه هاي مساعدي مي يابند تا آينه دل را از زنگار معاصي بزدايند و پاك و منزه از هر آلودگي جان و روح را محل ريزش باران هاي مهر و محبت الهي سازند.

توبه و استغفار به درگاه حضرت پروردگار و بازگشت از گناهان با آن كه فرصتي بسيار عالي و بي نظير براي جبران خطاها و معاصي و عبور از موانع رشد و كمال معنوي و وصول به مراتب تقوا و عفاف مي باشد متاسفانه توسط گروه هايي از مردم يا مورد توجه و عمل قرار نمي گيرد و يا در صورت گرايش و عمل نه به صورت حقيقي و خالص و صحيح كه در نازل ترين سطح و به صورت ظاهري و با مختص كردن آن به ذكر و عبارت معمول و خودداري از دقت و تعمق در ژرفا و محتوا و شرايط و آثار عظيمش به ظهور و بروز در مي آيد. طبيعي است كه در اين رويكرد به توبه و استغفار حقيقت و ماهيت آن پنهان مي ماند و شخص استغفار كننده به ايجاد تحول اساسي و بنيادين در جان و روح خويش موفق نمي شود و در همان حال كه مكرر زبان به توبه و استغفار مي گشايد به ارتكاب مجدد معاصي و مفاسد مي پردازد و به اين ترتيب همه راه هاي خودسازي و تحول زايي و رسيدن به پاكي و عفاف را مسدود مي نمايد.

اميرمومنان حضرت علي (ع ) حقيقت توبه و بازگشت به سوي خداوند را اينگونه مي نماياند :

« توبه پشيماني به دل، طلب آمرزش به زبان، ترك گناهان با اعضا و جوارح و تصميم به بازنگشتن به گناه است . » (1 )

كساني كه حقيقت توبه را در نيافته اند و در سطح مانده اند و همواره در حال استغفار هستند فقط به « طلب آمرزش بازبان » عمل مي كنند و سه شرط ديگر يعني « پشيماني به دل » و « ترك گناهان » و « تصميم استوار بر بازنگشتن به معاصي » در وجود آنان متجلي نگرديده است . طبيعي است كه اينان به همان دليل كه دل و جانشان به ندامت و پشيماني نرسيده است و به طور واقعي ترك گناهان را به مرحله عمل در نياورده و تصميمي راسخ و متقن براي باز نگشتن مجدد به معاصي نگرفته اند طلب آمرزش به زبان هرگز متحول كننده و نجاتگرشان نخواهد بود.

حضرت علي (ع ) توبه با شروط پشيماني دل طلب آمرزش به زبان ترك معاصي و تصميم مستحكم بر بازنگشتن به گناهان را توبه واقعي و راستين مي داند و موجب پاك و منزه شدن دلها از هر معصيت و گناه (2 ) و نازل شدن رحمت الهي (3 ) معرفي مي نمايد .

امير مومنان حضرت علي (ع ) علاوه بر ترويج انديشه هاي زلال و الهي و جامع خويش درباره حقيقت توبه و استغفار و طرد و نفي توبه ظاهري و سطحي منحصر در چرخش زبان و ذكر عبارت خاص مبتني بر طلب بخشايش از خداوند متعال در عرصه اجتماع و در مواجه با افراد متظاهر به توبه و سطحي نگر نسبت به اين نعمت و موهبت الهي به نهي آنان از اين تفكر قشري و ناصحيح مي پرداخت و حقيقت توبه را در مقابل ديدگان فكر و جان و روحشان نمايان مي ساخت .

روزي يكي از كساني كه عادت داشت زبان به توبه و استغفار بگشايد و از حقيقت اين عمل در غفلت و بي خبري و جهل و ناداني به سر مي برد نزد حضرت علي (ع ) چنين گفت :

استغفرالله

اميرمومنان (ع ) كه بر سطحي نگري و فقدان شناخت و بينش شخص مزبور نسبت به آن چه مي كند مطلع بود خطاب به او فرمود :

مادرت به عزايت بنشيند! آيا مي داني استغفار چيست

امام (ع ) سپس توبه و استغفار را اينگونه تبيين نمود :

استغفار درجه والامقامان است و آن داراي شش معنا و مفهوم مي باشد :

اول پشيماني و ندامت است بر آن چه گذشت .

دوم عزم و تصميم است بر ترك گناهان براي هميشه .

سوم پرداخت حقوق مردم به آنان است تا خداوند را پاك و عاري از پي آمد گناه ملاقات كني .

چهارم عمل به فرايض و واجباتي است كه برعهده تو بوده است و آنها را ضايع ساخته اي و حقشان را به جا نياورده اي .

پنجم توجه به گوشت هايي است كه از حرام بر پيكرت روييده شده و تو بايد با اندوه فراوان آنها را ذوب نمايي تا پوست به استخوان بچسبد و ميان آن دو گوشت جديد پديد آيد.

ششم به جسم خود رنج طاعت را بچشاني همان طور كه حلاوت معصيت را به آن چشانده بودي .

در اين هنگام بايد « استغفرالله » را بر زبان جاري سازي . » (4 )

به اين ترتيب « توبه و استغفار » امري عميق معرفي مي گردد نه سطحي و ظاهري و شرايط ويژه آن نمايانده مي شود و ماهيت و محتواي آن تبيين مي گردد و توبه و استغفار هايي كه به صورت لقلقه زبان بدون ژرفا فاقد محتوا و تهي از نقش زير بنايي و تحول زا مي باشند نفي مي شود.

مشاهده مي كنيم كه فاصله ظاهر تا باطن سطح تا عمق و عادت به استغفار تا حقيقت استغفار چقدر زياد است . كساني قادر خواهند بود اين فاصله طولاني را طي كنند كه اولا به معرفت و شناخت و بينش دست يابند. ثانيا بر مركب راهوار عمل خالصانه و صادقانه سوار شوند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقي :

1 ـ غرر الحكم ج 1 ص 110

2 ـ همان منبع ص 67

3 ـ همان منبع ص 51

4 ـ نهج البلاغه حكمت 417

[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 20:57 ] [ ]

گاهی سوال می شود که چرا شیعیان به هنگام شنیدن نام حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) دست ها را بر روی سر گذارده یا قیام می نمایند. این رفتار شیعیان آیا مستند به روایتی یا سنتی از جانب اهل بیت (علیهم السلام) می باشد یا خیر؟

به هنگام یادآوری وجود مبارک حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه و ذکر و یاد او و دعای برای آن حضرت، این عمل به تأسی از عمل معصومین علیهم السلام و برای ابراز احترام و بزرگداشت خاص انجام می‏گیرد. همچنانکه در روایت نقل شده است که در حضور امام رضا (ع) اسم مبارک امام زمان (ع) برده شد، آن حضرت برای احترام برخاستند و دست بر سر نهادند. ضمن آن که این عمل نوعی استغاثه به آن حضرت است.

اگر چه در این زمینه مستندا روایتی از حضرات معصومین علیهم السلام وارد نشده است ؛ اما از آنجا علاوه بر قول و تقریر معصوم، فعل او نیز حجیت دارد لذا می توان به روایتی اشاره کرد که علامۀ مامقانی رضوان الله تعالی علیه در تنقیح المقال در ترجمۀ دعبل خزاعی از مشكواة الأنوار، شیخ محمد بن عبد الجبار نقل می‌كند و آن روایت این است:


" لما قرأ دعبل قصیدته المعروفة التی أولها ( مدارس آیات ) على الرضا علیه السلام و ذكره عج الله تعالى فرجه وضع الرضا علیه السلام یده على رأسه وتواضع قائما ودعا له بالفرج "1

یعنی: زمانی كه دعبل قصیدۀ معروفش را كه اولش (مدارس آیات ) بود بر امام رضا علیه السلام خواند و در آن نامی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برده شد ، امام رضا علیه السلام دست بر سر نهاد و متواضعانه ایستاد و برای تعجیل در فرج آن حضرت دعا كرد.

مرحوم محدث نوری رحمت الله علیه در باره قیام و دست گذاردن بر سر می‌نویسد:

هذا القیام والتعظیم خصوصا عند ذكر ذلك اللقب المخصوص سیرة تمام أبناء الشیعة فی كل البلاد من العرب والعجم والترك والهند والدیلم وغیرها ، بل وعند أبناء أهل السنة والجماعة أیضا . 2

این نوع قیام تعظیم در هنگام ذكر لقب مخصوص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، از قدیم الأیام در میان تمام شیعیان ؛ اعم از عرب و عجم و ترك و دیلم ، در تمام شهرها و كشورها ؛ بلكه حتی در نزد اهل سنت نیز مرسوم بوده است . البته در باره اصل ایستادن و قیام در زمان ذكر نام شریف آن حضرت ، روایات دیگری نیز وجود دارد ؛ اما از آن‌جایی كه سؤال شما در باره « دست بر سر گذاشتن » بود ، ما فقط به همین مورد اشاره كردیم .

مرحوم شیخ عباس قمی نیز می‏نویسد: روایت شده که دعبل خزاعی وقتی که قصیده تائیّه خود را برای حضرت امام رضا (ع) سرود چون به این شعر رسید:

خروج امام لا محاله خارج

یقوم علی اسم اللَّه بالبرکات

امام رضا (ع) چون نام قائم را شنید، برخاست و سر خود را به سوی زمین خم کرد، پس از آن کف دست راست خود را بر سر گذاشت و فرمود: «اللهم عجل فرجه و مخرجه و انصرنا به نصراً عزیزاً».3

منبع:تبیان

.....................................................

1. تنقیح المقال ، ج1 ،‌ ص418

2. النجم الثاقب ، ص 605 .

3. منتهی الامال، ج 2، ص 488 - 489.


[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 14:17 ] [ ]
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 20:34 ] [ ]

سالار وقت آمدنت دیر شد

این دل در انتظار فرج پیر شد بیا

دیدم به خواب آمدی از جاده های دور

گفتا دلم که خواب تو تعبیر شد بیا

این جمعه هم گذشت ولیکین نیامدی

آیات  غربتم همه تفسیر شد بیا

افسرده ام بدون تو ، باور نميكني؟

عشقم اسير قسمت و تقدير شد بيا

گفتي كه پاك كن دلت از هر چه غير ماست

قلبم به احترام تو تطهير شد بيا

هر شب به ياد خال لبت گريه ميكنم

عكست ميان آينه تصوير شد بيا

در دفترم به ياد تو گل نرگس كشيده ام

نرگس هم از فراق تو دلگير شد بيا

جانم فداي خال لبت نازنين نگار

ساقي ززندگي به خدا سير شد بيا

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 10:32 ] [ ]
دعای عهد، تجدید بیعت با امام حق و ولایت ایشان است. در این دعا ابتدا خداوند را به اسامی و صفات می خوانیم و بر امام زمان خویش صلوات می فرستیم، سپس فرج (عج) و حضور خویش را در زمان ظهور طلب می کنیم. در بخشی از این دعا، دست نیاز به آستان الهی بلند کرده، زمزمه می کنیم: اللهم انی اجدد له فی صبحه یومی هذا ...

ای آفریدگار صبح !
در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود.
طراوات جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا توازشگر شانه های لرزانم باشد.

خالق مهربان من !
اگر دست تقدیر تو، لباس سپید آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگی ام ، تن به خواب زمستانی و ابدی خویش سپرد و میان من و آن بهار موعود جدایی افتاد، پس در زمانی که سیمای مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد، مرا از محراب قبرم برانگیز و توفیق احرام در صحن و صفایش عنایت کن تا لبیک گویان در گرد کعبه وجود مقدسش طواف کنم.

ای اجابت کننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بیکرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار و اندوه غیبت از دلها برخیزد و چشمها به تماشای باران ظهور بنشیند.

خدایا !
شب یلدای هجران را به یمن ظهور ماه کاملش، کوتاه کن که شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانیم.

برگرفته از http://doayeahd.persianblog.ir/

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 13:20 ] [ ]

یه حس زیباست که وصف کردنش راحت نیست سخته که بخوای این معجزه رو وصف کنی کلمات از بیان آن عاجزند.عشق قدرتی داره ماورای آنکه بتوان درک کرد.

این عشق هم زیباست  وهم سخت چرا سخت خواب وخوراک فکر آسوده را از انسان میگیره وچرا زیباست چون لذتی باور نکردنی دارد که حاضری این سختی ها رو به جان بخری.روز نمیشود نه حتی لحظه ای نمیشود که به این معجزه فکر نکنی.

عشق هوش و حواس واست نمیذاره عشق تو هر قلبی جانمیگیره باید قلب داشته باشی تا عاشق بشی باید قلب پرمهری داشته باشی باید قلب خیرخواهی داشته باشی.عشق یعنی مردونگی وفاداری ‚صفا واز جان گذشتن وعشق یعنی چنان شادی که قلب از آن دچار شادابی ونشاط شود.وای چقدر زیباست این واژه خدا وقتی در انسان میدمید باچنان عشقی دمید که سرشار از عشق بود.واقعا انسان از عشق مبهوت میشود چون عظمتی فراتر از این زندگی مادی دارد.من شاکر پروردگارم چون زندگی بهم بخشید که زیبا تر از آن به عمر ندیدم.شادم شاد شاد چون خوشبخت ترین انسان روی کره خاکی هستم.

خدایای عاشقان: خواست عشاق را بگشا.آمین یا رب العالمین

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 19:28 ] [ ]

چون آن حالت امام شدت یافت، سر به آسمان بلند کرد و چنین دعا کرد: «خدایا! تو برترین جایگاه را داری، بزرگ‌ترین قدرت، آنچه می‌خواهی می‌کنی، بی نیازی از خلایق، بزرگی‌ات بس عریض است و بر هر چه بخواهی توانایی، لطف و مهربانی تو نزدیک است، در عهد و پیمان راستگویی، نعمت تو سرازیر است و بلای تو نیکو، وقتی تو را بخوانم نزدیکی، هر چه را خلق کردی بر آن احاطه داری، توبه پذیرنده‌ای، از هر کسی که به تو باز گردد، بر هر چه اراده کنی دست یافته‌ای، هر چه را طلب کنی می‌یابی، وقتی که تو را شکر گویم تو سپاسگزاری، تو فراوان یاد می‌کنی هنگامی که تو را یاد می‌کنم، تو را می‌خوانم در حالی که محتاج و نیازمندم، در حال فقر به تو رغبت نشان می‌دهم، به سوی تو جزع می‌کنم، در حالی که بیمناکم، می‌گریم در حال گرفتاری و از تو کمک می‌طلبم در حال ناتوانی، به تو تکیه می‌کنم در حالی که کفایتم می‌کنی، پروردگارا! بین ما و قوم ما تو خود حکم کن؛ چرا که آنها ما را فریب دادند و ذلیل و خوار ساختند، به ما نیرنگ زدند و ما را کشتند در حالی که ما خاندان پیامبر تو و فرزند دوست محمد(صلی الله علیه و آله) هستیم که تو او را به پیامبری برانگیختی، و او را امین وحی خود دانستی، پس ما را در کارمان گشایش عطا فرما، ای بخشنده‌ترین بخشندگان!»

سپس اینگونه فرمود: "اصبر علی قضائك، یا رب، لا اله سواك یا غیاث المستغیثین«الهی بر قضای تو شکیبایی می‌کنم، معبودی جز تو نیست، ای پناه درخواست کنندگان!»

نیز فرمود: « جز تو خدایی ندارم، و پرستش کننده‌ای جز تو نیست، بر حکم تو صبر می‌کنم، ای پناه کسی که جز تو پناهی ندارد! ای همیشگی که پایان ندارد! و ای زنده کننده مردگان! ای که بر کسب همه، احاطه داری! بین ما و بین آنها - ای بهترین حاکمان - تو خود قضاوت کن.»

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 16:12 ] [ ]

امام زمان (ع) خطاب به جد بزرگوارشان سيدالشّهدا (ع)مي فرمايند:

 

اگر روزگار مرا به تاخير انداخت و از ياري تو دور ماندم و نبودم تا با دشمنان تو جنگ وبا

 

بدخواهان تو پيكار نمايم ، هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مي ريزم و به جاي اشك در

 

مصيبت شما از ديده خون مي بارم و آه حسرت از دل پر درد بر اين ماجرا مي كشم.

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 14:19 ] [ ]

سلام ارباب حسین دوباره نوکره بی لیاقتت اومد.آقاجان قلبم آکنده از عشق به توست.پارسال آرزو می کردم زنده باشم تا امسال هم بتونم بار دگربا تو وبا کلمات اعجاز انگیز کربلای تو مست شوم.ارباب جون تو قیامت را قیامت میکنی.

عشق و عاشقی از ازل بنام حسین بن علی (ع)بوده.در سینه ام دارم حب حسین خدای مهربان آیا تو سینه ای از عشق حسین است می سوزانی.

آقاجون پارسال هئیت یادمه یه ذکر خوشکل داشتیم عجب شوری میداد به به ارباب غلام رو سیاهتو دریاب.........نمی دونم امسال هم می تونم بشم همانی که ارباب حسین می خواد یا نه.

در آسمانها برایت هجله بندد خدا آخه گویند که خدا کمرش بشکست از داغ حسین.

ای ارباب عشق تویی الگو مردان حق بگذار که شویم خاک پای آن علمدار عشق.ذکر ابوالفضل دلمو آرام می کنه آخه عباس مایه آرامش خیمه های اهل بیت (ع)است.

دوستای گلم اگه انسانیت می خوای بسم الله این حسین مانند دریاست همچیزو پاک میکنه.از رسول ترک گرفته تا لات تر از رسول .

به قول اون عشقی که میگفت رفقا بیا قبل از اینکه به زور بخواهیم بسمت آدمیت بریم بابا دریا هست بیا غسل آدم شدن کنیم.

اهل بلوف نیستم  مطمئنا اگه کربلا بودم شاید جرات نداشتم برم به ایستام تا جلوی تیر را بگیرم تا آقانماز بخونن.

ولی دستامو میبرم بالا دعا میکنم ارباب من تو رو خدا منو حسینی کن.آقاجان به من معرفت خودت رو عطا کن.آقای من مرا مانند حر به یه نگات رستگار کن.

آقای من تموم زندگیم به فدات آقا کربلاتو از من دریغ نکن.آقا قسمت می دم به اشک.

نوکر نوکرای ارباب

[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 21:51 ] [ ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

با سلام من میثم شیرافکن هستم 22ساله اهل کرمان شهر بردسیر.عاشق امام زمان ونائب برحقشان مقام معظم رهبری.چند صباحی است که به نوکری نوکرای اباعبدلله (علیه السلام)نائل آمدم.
امکانات وب